راز سخن

شمارهٔ ۸۰۵

به تاج عشق سر آدمی عزیز بود

به تاج عشق سر آدمی عزیز بود
اگرنه عشق بود آدمی چه چیز بود
تمیز خدمت اصحاب دل سگ آدم کرد
سگ است بهتر از آن کس که بی تمیز بود
به نوبت است درین بزم جام وصل دلا
اگر نصیب شود دولت تو نیز بود
چو ذره ظن مبر ای دل که پیش آن خورشید
هزار همچو تو را قدر یک پشیز بود
تو گر به اهلی بی زر نظر کنی لطف است
وگرنه هرکه تو بینی بزر عزیز بود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.