راز سخن

شمارهٔ ۷۹۲

بتر ز محنت هجر ای پسر چه خواهد بود

بتر ز محنت هجر ای پسر چه خواهد بود
جدا ز وصل توام زین بتر چه خواهد بود
به حلق تشنه ام از جرعه لب تو چه کم
که قطره یی نچکد اینقدر چه خواهد بود
سرشک گرم که چشمم چو لاله داغ از اوست
چو دیده داغ کند در جگر چه خواهد بود
ز عشق بس نکنم گر سرم چو شمع برند
به پیش اهل نظر ترک سر چه خواهد بود
حکایت لب شیرین بجان دهد لذت
وگرنه لذت قند و شکر چه خواهد بود
ز سیم اشک و رخ زرد من چه میخواهی
تو جان و سر بطلب سیم و زر چه خواهد بود
حسود بی هنرت عیب اگر کند اهلی
حزین مشو سخن بی هنر چه خواهد بود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.