راز سخن

شمارهٔ ۶۴۹

گرچه بر ما روزگار تیره مشکل می‌رود

گرچه بر ما روزگار تیره مشکل می‌رود
چون ترا دیدم درد عالم از دل می‌رود
کعبه معنی دری دارد ز محراب مجاز
هرکه این دریافت بی‌زحمت به منزل می‌رود
دیدن گلزار رویت می‌دهد دل را صفا
تیره‌بخت آن کس کزین گلزار غافل می‌رود
من که می‌گردد سرم از جلوه رفتار او
هرکجا می‌بینم آن شکل و شمایل می‌رود
اهلی از آن روی چون آیینه جان یابد ولی
می‌شود بی‌جان چو بازش از مقابل می‌رود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.