شمارهٔ ۶۴۷
من که بیهوشم از او مست شرابم میکنید
من که بیهوشم از او مست شرابم میکنید
میکنید از لب او یاد و خرابم میکنید
یاد او در سر من بیشترم میسوزد
سوختم آخر از این بیش کبابم میکنید
باری از یاری غیرش به من ای همنفسان
میدهید آگهی و دیده پرآبم میکنید
چند سوزد جگرم یاد بهشتیصفتی
دوزخی دارم از این بیش عذابم میکنید
به خیال رخ آن شوخ چو اهلی امشب
دیده خوابم نفسی پشت ز خوابم میکنید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.