راز سخن

شمارهٔ ۴۱۷

وصل تو گر زمانه نصیب رقیب کرد

وصل تو گر زمانه نصیب رقیب کرد
شکر خدا که درد تو ما را نصیب کرد
در عشق صرفه یی نبرد جز کسی که او
دنیا و آخرت همه صرف حبیب کرد
عمری است کاشنای شگان در توام
بر من سگ تودوش نگاهی غریب کرد
پندم مده که هیچ دل از دست رفته ات
نشنیده ام که گوش به پند ادیب کرد
گلبانگ اهلی از گل رویت بلند شد
فیض جمال گل مدد عندلیب کرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.