راز سخن

شمارهٔ ۲۱۶

اسیر عشق ترا میل گشت باغ کجاست

اسیر عشق ترا میل گشت باغ کجاست
وگر بباغ رود هم، دمی فراغ کجاست
چراغ خانه من ای پری رخ خوبت
وگرنه خانه دیوانه را چراغ کجاست
نگویمت که دگر سینه ام بداغ مسوز
من از خیال تو خاک رهم دماغ کجاست
چو غنچه بشکفدم دل ز می که بی لب او
بغیر خون دلم باده در ایاغ کجاست
رقیب کیست؟ که آن گل بگلستان وصال
چو ره نداد به بلبل کجال زاغ کجاست
به قد او نرسد سرو بوستان اهلی
کجاست سایه طوبی و سرو باغ کجاست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.