راز سخن

شمارهٔ ۱۰۴

گویم سیاه بختی ام از دود آه کیست

گویم سیاه بختی ام از دود آه کیست
چون خود ستاره سوخته باشم گناه کیست؟
جانی که من کنم که کند همچو کوهکن
سنگی که هست درره من پیش راه کیست؟
سر تاقدم در آتش محنت بسوختم
یارب چه کردم این اثر دود آه کیست؟
خلقی چو من بروی تو حیران ولی تورا
خشمی که از نگاه من است از نگاه کیست؟
عذر سگت زناله شب گر نخواستم
بس دل که شد کباب زغم عذر خواه کیست؟
اهلی بپرس بهر خدا کفتاب من
یار که گشت و شمع که گردید و ما کیست؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.