راز سخن

رباعی شمارهٔ ۴۴۲

با دل گفتم گرد بلا می‌پویی

با دل گفتم گرد بلا می‌پویی
بنشین که نه مرد عشق آن مه‌رویی
دل گفت ز خواب دیر بیدار شدی
خر جست و رسن برد کنون می‌گویی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.