راز سخن

شمارهٔ ۴۵۵ - در مدیح

آنی که گر بخواهی از اقبال و سروری

آنی که گر بخواهی از اقبال و سروری
تری ز آب و خشکی از آتش برون بری
داری مفرحی که دهد روح را غذا
سازی طریفلی که کنی دیو را پری
دست مبارک تو بخواهد همی درست
از خط راست نامهٔ شکل صنوبری
یارب چه طالعست که خود بی‌معالجت
بیمار به شود چو تو زان راه بگذری

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.