شمارهٔ ۲۸۱ - در مرثیه
هرگز گمان مبر که کمالالزمان بمرد
هرگز گمان مبر که کمالالزمان بمرد
کو روح محض بود نه جسم فناپذیر
میدان که ساکنان فلک سیر گشتهاند
از مطربی زهره بدین چرخ گنده پیر
خواهش گری به نزد کمالالزمان شدند
کو بود در زمانه درین علم بی نظیر
گفتند زهره را ز فلک دور کردهایم
ای رشک جان زهره بیا جای او بگیر
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.