راز سخن

شمارهٔ ۱۸۶

غلام توام چون غلامت نباشد

غلام توام چون غلامت نباشد
هر آنکس که در نام نام تو باشد
چنین صد حوادث تو دانم که دانی
که در عهدهٔ یک پیام تو باشد
چه باشد که کامم درین برنیاید
چو امروز گیتی به کام تو نباشد
گرفتم غلامت نباشد غلامت
نه آخر غلام غلام تو باشد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.