راز سخن

شمارهٔ ۱۸۰

به خدایی که وصف بی چونش

به خدایی که وصف بی چونش
همه اسباب عقل بر هم زد
کاف کن در مشیتش چو بگشت
صنع بی‌رنگ هر دو عالم زد
روح را قبهٔ مقدس بست
طبه را خرگه مجسم زد
شحنهٔ امر و نهی تکلیفش
خیمه بر آب و خاک آدم زد
که اگر بنده انوری هرگز
به خلاف رضای تو دم زد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.