راز سخن

غزل شمارهٔ ۲۷۷

گر ترا روزی ز ما یاد آمدی

گر ترا روزی ز ما یاد آمدی
دل کجا از غم به فریاد آمدی
خرمن اندوه کی ماندی به جای
گر ز سوی وصل تو باد آمدی
کاشکی بر دست کار چاپکی
بخت ما با چشمت استاد آمدی
نام بیداد از جهان برخاستی
گر ز زلفت گه گهی داد آمدی
ور به جانی وصل تو ممکن شدی
عاشقت پیوسته دلشاد آمدی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.