راز سخن

غزل شمارهٔ ۲۰۳

جز سر پیوند آن نگار ندارم

جز سر پیوند آن نگار ندارم
گرچه ازو جز دل فکار ندارم
هر نفسم یاد اوست گرچه ازو من
جز نفس سرد یادگار ندارم
شاد بدانم که در فراق جمالش
جز غم او هیچ غمگسار ندارم
زان نشوم رنجه از جفاش که در عشق
سیرت عشاق روزگار ندارم
وز غم هجران او به کاستن تن
هیچ غم دیگر اعتبار ندارم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.