راز سخن

غزل شمارهٔ ۵۷

هرکس که ز حال من خبر یابد

هرکس که ز حال من خبر یابد
بدعهدی تو به جمله دریابد
بر من غم تو کمین همی سازد
جانم شده گیر اگر ظفر یابد
عشقت به بهانه‌ای دلم بستد
ترسم که بهانهٔ دگر یابد
خواهم که دمی برآورم با تو
بی‌آنکه زمانه زان خبر یابد
دی بنده به دل خرید وصل تو
امروز به جان خرد اگر یابد
زان می‌ترسم که هر متاعی را
چون نرخ گران شود بتر یابد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.