شمارهٔ ۱۲۴
خُور طَبْعِشوُ بدر رَوّشُ و کیمیا خو!
خُور طَبْعِشوُ بدر رَوّشُ و کیمیا خو!
کٰانِ حیا بِهْ چِشْم بفا گیتی سو
اونْته عَرقِهْ، آهویِ نافْ کِنّهْ بو
ز تو اُونْ گِلی که بِلْبِلْ اسیرهْ ته بو
تهْ دیمْ شَمْ نییه که دَشْتوُ کوه وَری تو
وِنی رِهْ لَمالَمْ دَکِلٰاسِنّی ته بو
شیرینوُ زلیخا، دیگر لَیْلیوُ تو
مِنْ میرْمِهْ ته مِهْرْجِهْ، چی دشتوُ چی کو
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.