شمارهٔ ۱۲۳
تَرْسونْ، لَرْزونْ، ته مهرورزمْ، مه چشمِ سو!
تَرْسونْ، لَرْزونْ، ته مهرورزمْ، مه چشمِ سو!
بیچارهْ بیچارهْ دِمّهْ دِلْرِهْ با تو
تو غریبه دُوستی، مَنْ نَدوُمِهْ تِه خو
ز تَرْسِمّهْ تِرِهْ دِلْ بَرِنْجِهْ یکی رو
ناعاشِقِمه ته چیرِهْوُ نٰا به تِهْ خو
ناعاشقِ قَدّوبالامه (که اُون) دارنی تو
عَیشی بیامو نَظِرْته جٰا یکی رو
هَمونْ نَظِرْ کَشْتُومِهْ، مِهْ چِشْمِ سو!
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.