شمارهٔ ۲۷۷
امیر گنه: عاشقمهْ گلاله خویشی
امیر گنه: عاشقمهْ گلاله خویشی
خو بَکردهْ مه دْ چشْ به نوش و نیشی
دُونّی که منه سوته دلْرهْ چه نیشی
رقیبه که نیشته یارِ خستهْ پیشی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.