راز سخن

شمارهٔ ۲۴۹

تَرْسمهْ بنایِ اَجْلْ ره دیاره

تَرْسمهْ بنایِ اَجْلْ ره دیاره
بی‌سر و سامُونْ مه خاک بَوَه دیاره
امیر گنه:‌ای سُوته دلْ، مه غَمْ‌خواره
هزار و یکی، ته نوم بسازه کاره

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.