راز سخن

شمارهٔ ۱۱۳

مه دوستْ به سُرعَتتْ، اسبِ بدوُرهْ موننْ

مه دوستْ به سُرعَتتْ، اسبِ بدوُرهْ موننْ
گردنْ و دوشْ هَنْته گوکّی گوره مونن
سؤ آلِ عَرْقْ، شیشهْ گلُوره مُونن
برفه‌یِ دنباله، ماهِ نُو رهْ مُوننْ

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.