شمارهٔ ۶۲
امیر گِنِهْ: که دارْمِهْ هِوایِ ته عِشْقْ
امیر گِنِهْ: که دارْمِهْ هِوایِ ته عِشْقْ
دلْ دارمه هزارْ داغ به سودایِ ته عِشْقْ
هِدا مه شِه جانْرِهْ به بهایِ ته عِشْقْ
کار کِمّه به جان وُ دِلْ رضایِ ته عِشْقْ
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.