شمارهٔ ۱۷۱
لب شیرین شکرخند داری
لب شیرین شکرخند داری
ز خوبی هر چه میگویند داری
چه باشد گر گدای خویشتن را
به دشنامی ز خود خرسند داری؟
چه شیرین است بارت ای نی قند
به سودای که دل در بند داری؟
متاب آن زلف را بهر دل من
که آنجا مبتلایی چند داری
چو دل در بند خوبانست، شاهی
چه شد ار گوش سوی پند داری؟
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.