شمارهٔ ۱۵۳
مائیم و دلی ز دست رفته
مائیم و دلی ز دست رفته
در پای فتاده، پست رفته
در کوی تو پارسا رسیده
وز پیش تو بت پرست رفته
ز افتاده دل منت چه خیزد
قلبی به هزار دست رفته؟
مائیم ز دست دل در این کوی
هشیار رسیده، مست رفته
امید قرار نیست شاهی
از صبر دلی که هست رفته
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.