شمارهٔ ۱۷۸۴
آتش اندر آب هرگز دیدهای
آتش اندر آب هرگز دیدهای
عنبر اندر تاب هرگز دیدهای
چون دهان و لعل شورانگیز او
پسته و عناب هرگز دیدهای
شد نقاب عارضش زلف سیاه
شام پر مهتاب هرگز دیدهای
در صدف چون رشته دندان او
لؤلؤی خوشاب هرگز دیدهای
نرگسش در طاق ابرو خفته مست
مست در محراب هرگز دیدهای
در غمش خسرو چو چشم خونفشان
چشمه خوناب هرگز دیدهای
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.