شمارهٔ ۱۷۰۹
گشادم دیده روی تو ناگه
گشادم دیده روی تو ناگه
به جانم در شدی ناکرده آگه
اگر گویم که از جورت کنم آه
زنی فی الحال تیغ و گوییم وه
قدت شاخ انار و روی تو نار
تعالی الله از آن قد اناره
اگر پرتو زند خورشید رویت
بسوزد مه درون هفت خرگه
مکن با چشم خود نرگس مقابل
کسی آیینه ننهد پیش امقه
صفا از روی او برد آینه، به
بنامیزد زهی دخل موجه
بگریم هر سحر بر یاد رویت
که باران خوش بود اندر سحرگه
به گفت خسرو ار خط موی معنی
مسلسل کرد اعزالله شانه
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.