راز سخن

شمارهٔ ۱۷۰۸

چو بنمایی رخ گلنار گونه

چو بنمایی رخ گلنار گونه
گل اندر خار غلتد خار گونه
همیشه چشم تو مست است، جانا
ولی در دلبری هشیار گونه
شفا حاصل نشد درد دلم را
مگر زان نرگش بیمار گونه
خرد در صدر دیوانخانه عشق
همی گردد دل بیکار گونه
چه غم، اینک پی تو می گذارم
نفس پیمودن مکار گونه

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.