شمارهٔ ۱۴۷۷
من اگر دوستت همی دارم
من اگر دوستت همی دارم
مکش اکنون برای این کارم
من خود از هجر مرده ام، لیکن
خویشتن را بدو نمی آرم
لاف یاری نمی زنم، هر چند
با تو در خویشتن نمی یارم
در نشان ستارگان سپهر
همه شب تا به روز بیدارم
می دهم جان به یاد گیسویت
شب بدین یاد زنده می دارم
نستانی تو جان خسرو، لیک
گر بگویی به غمزه نسپارم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.