شمارهٔ ۹۹۳
دلبرم بی وفاست، چتوان کرد
دلبرم بی وفاست، چتوان کرد
میل او با جفاست، چتوان کرد
چون دل پادشاه کشور حسن
فارغ از هر گداست، چتوان کرد
ماجراها میان حسن و وفاست
حسن دور از وفاست، چتوان کرد؟
دلبر بیوفای عهد شکن
چون نه بر عهد ماست، چتوان کرد؟
از غمت جان به لب رسید مرا
چون ترا این رضاست، چتوان کرد؟
آن بت سست عهد سخت کمال
ظلم پیشش رواست، چتوان کرد؟
چون هنوز آن نگار شهر آشوب
بر سر ماجراست، چتوان کرد؟
دل به شوخی ربود از دستم
دلبر دلرباست، چتوان کرد؟
کلی اختیار تو خسرو
چون به دست قضاست، چتوان کرد؟
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.