شمارهٔ ۹۷۱
لاله پیش رخت کله بنهد
لاله پیش رخت کله بنهد
مشک تر زان خط سیه بنهد
غنچه در نوبت جوانی تو
سر نبیند، اگر کله بنهد
چشم نرگس که خویشتن بین است
دیده پیشت به خاک ره نهد
جزیه روی چون گلت هر سال
بوستان بر بهار گه بنهد
شب که آبستن است از خورشید
پیش صبح رخ تو زه بنهد
تو مرا کشتی و به گردن او
خون من کو ترا گنه بنهد
بوسه ها دزدد از لبت خسرو
وز برای رکاب شه بنهد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.