راز سخن

جلوه دیدار

پرده برگیر که من یار توام

پرده برگیر که من یار توام
عاشقم، عاشق رخسار توام
عشوه کن، ناز نما، لب بگشا
جان من، عاشق گفتار توام
بر سر بستر من پا بگذار
منِ دل‏سوخته، بیمار توام
با وصالت ز دلم عقده گشا
جلوه‏ای کن که گرفتار توام
عاشقی سر به گریبانم، من
مستم و مرده دیدار توام
گر کُشی یا بنوازی، ای دوست
عاشقم، یار وفادار توام
هر که بینیم، خریدار تو است
من خریدارِ خریدارِ توام

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.