راز سخن

شماره ۱۸۹

با تو تنها نیستم در کنج زندان بلا

با تو تنها نیستم در کنج زندان بلا
ای خوشا من گشته ام بر درد عشقت مبتلا
گم نمی گردد رهم در ظلمت نفسانی ام
تا که یادت می زند هر دم مرا سویت صلا

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.