راز سخن

شماره ۱۵۶

آتشی از عارضت در مجمر جانم فتاد

آتشی از عارضت در مجمر جانم فتاد
چشم دل را با فروغش منظری زیبا گشاد
جان به تسخیرِ دمِ شمشیر مژگانت برفت
پادشاه عشقت اندر خانه ی دل پا نهاد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.