راز سخن

28

آمریکـا

آمریکـا
نشسته در دل عالم، خدنگ آمریکا شکسته شیشۀ عشرت به سنگ آمریکا. بسوخت خرمن امنیّت جهان ای دل! شراره‌های جهان از تفنگ آمریکا. به گوش عالم و آدم، خراش‌ها افتاد زِ بانگ و شیهۀ اسب جفنگ آمریکا. فتاده در دل دنیا، غزال آزادی به چنگ روبـه پیر و پلنگ آمریکا. همیشه من سرِ سروی روان همی‌بینم به نوک نیزۀ قهر و به چنگ آمریکا. شرابِ خون جهان را به کاسه‌ای از قهر به سان تشنه خورد ، چشم تنگ آمریکا. حقوق هر بشری شد سوار تابوتی به نیش فتنۀ غرب و شَرنگ آمریکا. حریم دولت انسان به فتنه ویران شد خرابه گشت جهان با کلنگ آمریکا. دوانده ریشه دریغا ! به مزرع اسلام سَفیل قوم یهودی به رنگ آمریکا. به یُمن جهل عرب، شد رژیم اسرائیل به خانه، بچـۀ زبـر و زرنگ آمریکا. درون چاه ضلالت، چه مغزها افتاد به شوق ننگ خماری زِ بَنگ آمریکا. نمی رود زِ جبین اهالیِ تزویـر به زرقِ زهد و ریا، مُهر ننگ آمریکا. تو ای عزیز مسلمان! به دامن خویش آی مشو به وعدۀ پوچی، مَلنگ آمریکا. بدون نیزه مزن دل، به لجّـۀ دریا ترحّمی نکند چون، نهنگ آمریکا. گذار فتنه، گر افتد به خانۀ « اِلیـار» دوباره می‌رود از دل، به جنگ آمریکا. .

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.