15
شـورِ دل
شـورِ دل
شور افکن ای گـل! در دلـم
تا زان به رقص آید گِلـم.
بگشا دری از خنده را
بر ماتمستان دلـم.
دل را چنان دیوانه کن
تا کس نخواند عاقلـم.
بیرویت ای آرام جان!
من سایهای بیحاصلـم.
سلطان زیبایی تویی
من خوشهچین سائلـم.
سرمست جامی کن مرا
تا غم نسازد باطلـم.
من بلبل کوی توام
کن سایهای را منزلـم.
ارزانیام کن دولتی
ای پادشاه عادلـم!
جان دادن از بهر تو را
از عمق جانم، مایلـم.
از در مران « اِلیـار» را
بر غمزهای کن نائلـم.
.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.