راز سخن

بخش ۶۵ - اگر به بحر محبت کرانه می‌خواهی

اگر به بحر محبت کرانه می‌خواهی

اگر به بحر محبت کرانه می‌خواهی
هزار شعله دهی یک زبانه می‌خواهی
مرا ز لذت پرواز آشنا کردند
تو در فضای چمن آشیانه می‌خواهی
یکی به دامن مردان آشنا آویز
ز یار اگر نگه محرمانه می‌خواهی
جنون نداری و هویی فکنده‌ای در شهر
سبو شکستی و بزم شبانه می‌خواهی
تو هم به عشوه‌گری کوش و دلبری آموز
اگر ز ما غزل عاشقانه می‌خواهی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.