راز سخن

بخش ۳۳ - خوشتر ز هزار پارسائی

خوشتر ز هزار پارسائی

خوشتر ز هزار پارسائی
گامی به طریق آشنائی
در سینهٔ من دمی بیاسای
از محنت و کلفت خدائی
ما را ز مقام ما خبر کن
مائیم کجا و تو کجائی
آن چشمک محرمانه یاد آر
تا کی به تغافل آزمائی
دی ماه تمام گفت با من
در ساز به داغ نارسائی
خوش گفت ولی حرام کردند
در مذهب عاشقان جدائی
پیش تو نهاده ام دل خویش
شاید که تو این گره گشائی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.