راز سخن

بخش ۲۷۸ - حکما

لاک:

لاک:
ساغرش را سحر از بادهٔ خورشید افروخت
ورنه در محفل گل لاله تهی جام آمد
کانت:
فطرتش ذوق می آینه فامی آورد
از شبستان ازل کوکب جامی آورد
برگسن:
نه مئی از ازل آورد نه جامی آورد
لاله از داغ جگر سوز دوامی آورد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.