راز سخن

بخش ۲۲۹ - بیار باده که گردون بکام ما گردید

بیار باده که گردون بکام ما گردید

بیار باده که گردون بکام ما گردید
مثال غنچه نواها ز شاخسار دمید
خورم بیاد تنک نوشی امام حرم
که جز به صحبت یاران رازدان نچشید
فزون قبیلهٔ آن پخته کار باد که گفت
چراغ راه حیات است جلوهٔ امید
نوا ز حوصلهٔ دوستان بلند تر است
غزل سرا شدم آنجا که هیچکس نشنید
عیار معرفت مشتری است جنس سخن
خوشم از آنکه متاع مرا کسی نخرید
ز شعر دلکش اقبال میتوان در یافت
که درس فلسفه میداد و عاشقی ورزید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.