راز سخن

شمارهٔ ۱۱۰

ساقی بیار باده که آمد بهار باز

ساقی بیار باده که آمد بهار باز
شد صحن بوستان چو عذار نگار باز
ساقی به روی گل قدحی پر کن و ببخش
کو اعتبار عمر که آید بهار باز
گل در چمن چو شاهد ما لاله برفروخت
شد وقت جام باده و بوس و کنار باز
در ساحت چمن بود از جنبش نسیم
سنبل چو زلف لاله رخان بیقرار باز
عطار گرنه باد بهاری است، پس چرا،
در باغ برده طبله مشک تتار باز
ور نیست لاله شاهد هرجایی از چه رو،
افروخته به کوچه و برزن عذار باز
افسر، ز جور لاله عذاران سروقد
دارد رخی ز لاله خونین نگار باز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.