شمارهٔ ۲۹۵
آبرو گر بایدت سرگشته چون خاشاک باش
آبرو گر بایدت سرگشته چون خاشاک باش
طره هر موج دریا گو خم فتراک باش
کعبه مقصود خواهی خاکساری پیشه کن
همچو نقش پا در این ره دلنشین خاک باش
بی جراحت سینه آیینه از بی جوهری است
بهر زخم تیغ چون گوهر گریبان چاک باش
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.