شمارهٔ ۱۸۱
چو گل بر غنچه می خندد دهانت
چو گل بر غنچه می خندد دهانت
زند سیلی به نسرین ارغوانت
ز باریکی حدیثی در میان بود
به یاد آمد مرا موی میانت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.