راز سخن

شمارهٔ ۱۱۲

بس که در بزمش نگه سرمشق حیرت گشته است

بس که در بزمش نگه سرمشق حیرت گشته است
راز دل ممنون تأثیر محبت گشته است
چون تسلی بخشدم زخمی که از مژگان اوست
تا دل آیینه بیتاب جراحت گشته است
خوانده نور چشم خود آیینه ما را غبار
گنج باد آورد ما گرد کدروت گشته است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.