شمارهٔ ۵۸۴
فریب جلوه مستانه دادند
فریب جلوه مستانه دادند
مرا از نقش پا پیمانه دادند
در صحرا به روی ما گشادند
کلید خانه دیوانه دادند؟
چرا آواره عالم نباشم
مرا در سایه دل خانه دادند
بهشت ارزانی مطلب پرستان
به رندان گوشه میخانه دادند
حریفان با خودش یکدل ندیدند
به زاهد سبحه صد دانه دادند
دو عالم را به یک آتش نشاندند
به بلبل هم پر پروانه دادند
سجود آشنایی کن دلی را
که ذوق صحبت بیگانه دادند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.