شمارهٔ ۴۹۷
شمع بزم تو دماغ از می شوخی دارد
شمع بزم تو دماغ از می شوخی دارد
در سیه خانه شب جلوه لیلی دارد
حرفی از اول ارشاد (و) جنون می پرسم
مصرع ناله زنجیر چه معنی دارد
سبزه گل می کند از دامن مژگان سیاه
بخت عاشق نظر از سایه طوبی دارد
مست و هشیار درین میکده گشتند غبار
کس ندانست که گردون به که دعوی دارد
هرگز آهوی نگاه تو نشد رام اسیر
دل خود را به چه صیاد تسلی دارد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.