شمارهٔ ۳۰۲
داری تمام عالم اگر آشنا یکی است
داری تمام عالم اگر آشنا یکی است
از توست هر چه خواهی اگر مدعا یکی است
آیینه دار تفرقه باشد حضور دل
صد جلوه بیش و ساغر گیتی نما یکی است
در آب و خاک میکده دل دویی مباد
درد ته پیاله و صاف وفا یکی است
داریم قاتلی که ز یاد خرام او
گرد خرابه دل و آب بقا یکی است
در دانه تو دید فلک پاک گوهری
هر چند سعی کامل نشو و نما یکی است
گر چشم پاک هست ز آلودگی چه باک
نور چراغ مسجد و میخانه ها یکی است
پرواز خنده گل شوخ هوای کیست
زلف پری و جلوه بال هما یکی است
گر عیب از هنر نشناسیم دور نیست
صد رنگ جلوه هست که در چشم ما یکی است
گلدسته حواس ز یک رشته بسته اند
داری دل درست اگر مدعا یکی است
آسوده باش اسیر که از فیض یکدلی
تأثیر آب و آتش و خاک و هوا یکی است
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.