راز سخن

شمارهٔ ۴۲

در بادیه عشق تو سرگردانم

در بادیه عشق تو سرگردانم
بی رهبر و زاد و بی سروسامانم
از دست غم فراق ما را برهان
در بزم وصال خویشتن بنشانم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.