راز سخن

شمارهٔ ۴۵۶

ای هر دوکون لمعه از نور ذات تو

ای هر دوکون لمعه از نور ذات تو
وی کاینات بوده نمود صفات تو
عکس جمال روی تو پیداست از جهان
مرآت حسن روی تو شد کاینات تو
دارند روبروی تو در هر مقام و حال
مؤمن ز کعبه کافر ازین سومنات تو
هر ذره گرچه مظهر خورشید ذات شد
دارد ظهور خاص بهر جای ذات تو
چون روی تو جمال نمود از منات و لات
شد بت پرست عابدلات و منات تو
مخمور و بیخودیم بده ساقی از کرم
یک جرعه از شراب لب چون نبات تو
از تاب مهر نور جمال حبیب شد
از قید هست و نیست اسیری نجات تو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.