شمارهٔ ۳۷۸
حج من سوی تو آمد طوف کویت کعبهام
حج من سوی تو آمد طوف کویت کعبهام
دیدن دیدار تو باشد صفا و مروهام
جامه احرام من باشد تجرد از هوا
لازم درگاه تو بودن همیشه وقفهام
حاجیان را گرچه باشد هدیه بد نه پیش تو
در هوایت کشتن نفس و هوا شد هدیهام
رو به سوی هرکسی دارند در هر ملتی
کعبه ما کوی یار و روی او شد قبلهام
شد نماز و ورد من ذکر جمال روی او
دل ز یاد غیر خالی کردن آمد روزهام
دیدن دیدار دلبر هست عید من
جان و دل ایثار کردن پیش جانان فطرهام
ای اسیری جمله عشاق جانبازان بدند
جان به عشق دلبر افشان گو که من زین زمرهام
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.