راز سخن

شمارهٔ ۳۲۶

در کشور جان و ملکت دل

در کشور جان و ملکت دل
بگرفت سپاه عشق منزل
ائین و رسوم نو نهادند
تا گشت رسوم عقل زایل
از عجز سپاه عقل نامد
با لشکر عشق در مقابل
شد سکه بنام عشق مشهور
از عقل نبرد نام عاقل
هرجا که نشان عاشقی بود
از دولت عشق گشت مقبل
وآنکس که بطور عقل دم زد
در عالم عشق بود جاهل
در فتوی عشق قول عاشق
حق آمد و گفت عقل باطل
هر کس که قبول عشق گردد
در مذهب عاشقی است قابل
در مکتب عشق براسیری
شد کشف همه نکات مشکل

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.