شمارهٔ ۲۳
بوی گل می وزد ز خرگه تو
بوی گل می وزد ز خرگه تو
ای خوشا روی ما و درگه تو
هم به رخ لاله جوان داری
هم به قد شاخ ارغوان داری
نفست مشکبیز و عنبرزای
سخنت دلربا و روح افزای
گل نبوید کسی که روی تو دید
می ننوشد که ساغر تو چشید
کسی از بوی گل شود مخمور
کز گلستان انس باشد دور
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.